چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟


برای مثال فرض کنید که 75 درصد از ترافیک شما ارگانیک و 25 درصد آن از شبکه های اجتماعی است اما نرخ تبدیل کاربرانی که از شبکه های اجتماعی جذب شما شده اند، دو برابر نرخ تبدیل کاربرانی است که از طریق ترافیک عالی آمده‌اند.

نحوه محاسبه سود و زیان انباشته حسابداری

نحوه محاسبه سود و زیان انباشته حسابداری : قبل از بیان نحوه محاسبه سود و زیان انباشته حسابداری بهتر است تا با ماهیت این حساب آشنا شویم و در ادامه با ذکر مثالی نحوه محاسبه آن را توسط خدمات حسابداری در هر مجموعه بیان کنیم . سود و زیان انباشته در واقع پیوندی است میان صورت درآمد ها و ترازنامه ، چرا که اطلاعات آن در بخش حقوق صاحبان سهام در ترازنامه منعکس می شود . در صورتی که حساب دارای سود باشد می تواند از آن در بخش‌های مختلفی چون خرید ماشین آلات و تجهیزات ، تأمین مخارج بخش تحقیق و توسعه و جهت هزینه برای اقداماتی که سبب رشد شرکت می شود استفاده نمود .

نحوه محاسبه سود و زیان انباشته حسابداری

سود یا زیان انباشته بخشی از آیدی یک شرکت است که مانند سود سهام میان سهامداران توزیع نمی‌شود ، بلکه از آن برای سرمایه گذاری مجدد در بخش های مختلف شرکت یا مجموعه استفاده می کنند . در حالت عادی این سود به عنوان سرمایه در گردش شرکت جهت خرید دارایی های جدید و یا پرداخت بدهی به سایرین مورد استفاده قرار می گیرد .

این حساب را در پایان هر سال مالی ، در بخش حقوق صاحبان سهام قید می کنند . برای محاسبه آن باید سود زیان انباشته ابتدای دوره را به خالص سود و زیان اضافه کنیم و در مرحله بعد سود سهام را از آن کم نماییم .

هدف از محاسبه سود و زیان انباشته حسابداری چیست ؟

نحوه-محاسبه-سود-و-زیان-انباشته-حسابداری-چیست

این گزارش پیوند کارآمدی را بین درآمد ها و تراز نامه یک شرکت برقرار می کند ، به همین خاطر دارای اهمیت ویژه ای است . به علاوه همان طور که قبلا گفته شد در صورت مثبت بودن این حساب ، سود حاصل از آن را در زمینه فعالیت های تحقیق و توسعه و رشد شرکت به کار گرفته می شود . در واقع استفاده از این سود تنها به این منظور است که شرکت در آینده بتواند درآمد بیشتری را کسب کند . اگر شرکت یا موسسه ای این توان را در خود نبیند که بتوانند از این سود به اندازه کافی بازدهی دریافت کند (یعنی درآمدها بیشتر از هزینه باشد) آن به عنوان سود یا بازخرید سهام میان سهامداران توزیع کند .

آیا درآمدها بر سود و زیان انباشته تأثیر می گذارند؟

هرگونه تغییر در خالص درآمدها به طور مستقیم بر این حساب تأثیر گذار خواهد بود ، این تأثیر تا حدی است که افزایش یا کاهش در خالص درآمد ها یا تداوم در افزایش آن ها ، مسیر را برای سود یا زیان ده بودن شرکت کاملاً هموار خواهد ساخت . البته باید گفت که این حساب همیشه سود آور نخواهد بود و در مواردی ممکن است به خاطر زیان های انباشته عددی بزرگ و منفی را به خود بگیرد . به این منظور مدیران شرکت ها باید دقت کنند تا میزان فعالیت شرکت را به سطحی برسانند که زیان ‌ده نباشد و عوامل تأثیرگذار بر سود انباشته را شناسایی کرده و روی آن ها متمرکز شوند . در حالت عادی عواملی که بر روی درآمد تأثیر گذارند سود خالص را نیز تحت تأثیر قرار می دهند ، به عنوان مثال می‌توان از سود حاصل از فروش ، بهای تمام شده کالای فروش رفته ، استهلاک ، هزینه های سربار و سایر مخارج اجرایی به عنوان برخی از عوامل تأثیرگذار بر درآمد و همچنین سود انباشته اشاره کرد . البته این موارد تنها به جریان های پولی محدود نمی شود بلکه می‌تواند عوامل غیر پولی چون کاهش در ارزش دفتری یا ارزش دارایی های شرکت را نیز شامل شود .

آیا-درآمدها-بر-سود-و-زیان-انباشته-تأثیر-می-گذارند؟

نحوه تأثیر گذاری تقسیم سود سهام بر سود زیان انباشته

تقسیم سود یا زیان سهام بین سهامداران می تواند به شکل نقدی یا در قالب سهم باشد ؛ در هر دو صورت تقسیم آن ها می تواند میزان سود و زیان انباشته شرکت را کاهش دهد . پرداخت سود سهام به صورت نقدی در واقع باعث خروج وجه از شرکت می شود و حجم ترازنامه و دارایی شرکت را کاهش خواهد داد ، چرا که شرکت بخشی از سرمایه در گردش خود را از دست می دهد . اما زمانی که سود سهام به صورت سهم به افراد پرداخت می شود نیازی به خروج وجه از حساب های شرکت نبوده و تنها بخشی از چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟ سود انباشته به سهام و سایر حساب های مربوط به سرمایه پرداخت شده اضافی تبدیل می شود . این شیوه از تخصیص سود بر حجم کلی ترازنامه تأثیر نمی گذارد ولی ارزش هر سهم را کاهش خواهد داد . حسابدارانی که حسابداری شرکت ها را بر عهده دارند در این زمینه باید دقت بیشتری را بخرج دهند .

نحوه محاسبه سود و زیان انباشته حسابداری چیست ؟

از آنجا که درآمدها و هزینه ها همیشه در قالب اعداد بیان می شوند و در زمره مقیاس های کمی هستند برای آن ها مانند سایر مواردی که با اعداد سر و کار دارند از فرمول در محاسبه آن استفاده می شود . سود زیان انباشته نیز داری فرمولی است که محاسبه آن را هر چه راحت و سریع تر امکان پذیر می کند .

فرمول نحوه محاسبه سود و زیان انباشته حسابداری

سود انباشته = سود انباشته‌ی ابتدایی دوره + خالص سود و زیان – سود سهام نقدی – سود سهمی

سود و زیان انباشته ابتدای دوره : در انتهای هر سال مالی سود و زیان انباشته به عنوان درآمد تجمیعی سال قبل با درآمد سال جاری منهی سود سهام پرداختی به سهامداران در ترازنامه منعکس می شود . در سال مالی بعدی میزان سود انباشته در سال قبل به عنوان سود زیان انباشته در ابتدای سال مالی جدید منظور می گردد . البته این نکته را نیز باید در نظر گرفت که سود زیان انباشته هر دوره نمی تواند مثبت باشد چرا که که خالص زیان های دوره جاری ممکن است از میزان سود انباشته ابتدای دوره بیشتر باشد . توزیع سود سهام بیشتر از تراز حساب سود و زیان انباشته نیز می تواند باعث منفی شدن این حساب گردد .

مثالی برای محاسبه نحوه سود زیان انباشته در شرکت حسابداری

در مثال ما مقدار سود سهام که توسط شرکت شکیبا پرداخت شده است کاملاً نامشخص می باشد ، بنابراین با استفاده از اطلاعاتی که از ترازنامه و صورت درآمدها در اختیار داریم می توانیم با توجه به فرمول بالا مقدار سود زیان انباشته را محاسبه کنیم . در حال حاضر اطلاعات زیر تنها در دسترس ما قرار دارند .

سود و زیان انباشته ابتدای دوره :۸۸۹۳۲

سود انباشته پایان دوره :۹۴۲۱۱

خالص درآمدها :۲۷۶۹

سود انباشته ۸۰۴۸ = ۲۷۶۹+۹۴۲۱۱-۸۸۹۳۲ بنابراین سود سهام پرداختی به هر نفر معادل ۸۰۴۸ تومان خواهد بود .

اکنون با استفاده از فرمول

صحت اطلاعات به دست آمده را محاسبه کنیم. «سود انباشته‌ی آغازین + خالص سود و زیان – سود سهام = سود انباشته‌ی پایانی»
۸۸۹۳۲+۲۷۶۹-۸۰۴۸ =۹۴۲۱۱

پنج شیوه مدیریت ریسک در معاملات فارکس

نکات مهم مدیریت ریسک

اگر میخواهید یک معامله گر موفق در معاملات فارکس باشید میبایست استراتژی مناسبی برای مدیریت ریسک داشته باشید .

در این مقاله توضیح خواهیم داد که چرا مسئله مدیریت ریسک بسیار مهم است و چگونه می توانید با چند ترفند از استراتژی های مناسب استفاده کنید ‌. با استفاده از شیوه های مدیریت ریسک میزان سودآوری معاملات شما به طور کلی با افزایش روبرو خواهد شد .

شیوه مدیریت ریسک در مقالات چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟ فارکس عبارتند از :

۱. از مدیریت مالی شخصی استفاده کنید .

۲. از سرمایه فرضی استفاده کنید .

۳. احتمالات تاریخی استراتژی معاملاتی خود را بدانید .

۴. موقعیت‌هایی که در آن قرار دارید را دقیقاً بررسی کنید .

۵. همواره در هر حالت بر معاملات خود مدیریت داشته باشید .

تعریف ریسک با یک نسبت بازگشتی شارپ

موضوعی که فرد معامله گر باید مد نظر داشته باشد این است که باید بازدهی ریسک را به صورت دقیق بررسی کرد .

اگر شما خواهان بدست آوردن یک سود بزرگ با یک معامله ریسکی که هر لحظه ممکن است بر خلاف شما پیش برود هستید ، باید بدانید که اینگونه معاملات به طور کلی شیوه هایی نامناسب هستند و تحت هیچ شرایطی پیشنهاد نمی شوند .

موفقیت یک معامله گر به طور کلی تنها با میزان سودی که کسب کرده اندازه گیری نمی چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟ شود بلکه میزان ریسکی که به خاطر به دست آوردن آن سود پذیرفته است ، میزان موفقیتش را مشخص می کند .

فرمول نسبت شارپ میزان سود و ریسک را در هر معامله مشخص میکند هر چه عدد به دست آمده در نسبت شارپ بالاتر بهتر است ، زیرا در اینصورت نمایانگر این است که سود با نسبت مناسبی از ریسک به دست آمده است .

در مثال زیر عملکرد سرمایه گذاری دو مدیر را با استفاده از نسبت شارپ مقایسه می کنیم :

میزان بازده سالانه ۵۰ درصد است و میزان انحراف بازده سرمایه گذاری ۷۰ درصد است . با استفاده از نسبت شارپ مشخص می شود که :

نسبت شارپ مشخص می کند که مدیر الف ، بازده مناسب را با توجه به میزان ریسکی که برای آن انجام می دهد را به دست نمی‌آورد . نسبت شارپ به صورت ایده آل میبایست بیشتر از عدد 1 باشد .

مدیریت ریسک در فارکس

عملکرد این مدیر بدین گونه بود که او بازده سالانه 12% در سال را به دست آورد و میزان انحراف بازده سرمایه گذاری ۷.۹ بود .

با استفاده از فرمول نسبت شارپ این نتیجه به دست آمد :

چگونه مدیریت ریسک را رعایت کنیم

اگر شما قادر به سرمایه‌ گذاری بر روی هر یک از این دو مدیر بودید کدام یک را انتخاب می کردید ؟

پاسخ صحیح می ‌تواند به میزان ریسک پذیری شما بستگی داشته باشد . ابتدا این را بدانید که مدیران حرفه‌ای مایل به جذب مقدار زیادی سرمایه برای سرمایه گذاری هستند و تمام تلاش شان را برای کاهش نوسانات بازده انجام می‌دهند به طوری که سرمایه‌ گذارانی که در معاملات آنها سرمایه‌ گذاری کرده اند یک موقعیت مناسب و بدون استرس را داشته باشند .

با کاهش میزان نوسانات بازده مدیر سرمایه گذاری به سرمایه‌ گذاران ثابت می‌ کند که :

مدیر سرمایه‌ گذاری تنها از خطراتی که قابل قبول و شناخته شده هستند استفاده می‌کند .

مدیر سرمایه گذاری دقیق می داند که چه زمانی باید میزان اندازه معاملات را کاهش دهد .

مدیر سرمایه‌ گذاری میداند دقیقاً چه زمانی باید میزان اندازه معاملات را افزایش دهد .

مدیر سرمایه گذاری اجازه نمی دهد که تلفات و زیان های بیشتر ، او را در معرض ریسک بزرگتری قرار دهد .

مواردی که برای مدیر سرمایه‌ گذاری گفته شد دقیقاً مواردی است که هر سرمایه گذار موفقی می خواهد به آن تبدیل شود .
حال با ادامه مقاله مدیریت ریسک در فارکس چیست و چگونه می توانید یک استراتژی برای اندازه گیری و مدیریت ریسک به صورت کاملاً مناسب داشته باشید با ما همراه باشید .

ریسک در فارکس به چه معنی است ؟

برای اینکه به طور کلی معنای مدیریت ریسک را متوجه شوید ابتدا باید بفهمید که ریسک در وهله اول به چه معنی است .

به این مثال دقت کنید :

معامله ‌گر الف در ایالات متحده آمریکا سهام XYZ را در بازار سهام نیویورک خریداری کرده است و معتقد است که این سهام کم کم ارزش خود را نشان داده و شروع به حرکت مثبت خواهد کرد .

معامله ‌گر ب در ایالات متحده آمریکا همانند معامله گر الف دقیقاً چنین سهامی را خریداری کرده ولی گزینه ای را فعال کرده که تحرک سهام XYZ با شاخص S&P 500 در ارتباط باشد .

معامله گر پ در منطقه اروپا همانند معامله گر شماره ب دقیقا همین معاملات را انجام داده .

حال کدام معامله گر با خرید سهام XYZ بهتر عمل کرده است ؟

جواب درست معامله گر ب است .

از آنجا که سهام XYZ تحت تاثیر بازار سهام گسترده‌تری قرار خواهد گرفت معامله‌ گر الف نه تنها در معرض خطر تحرک نامطلوب XYZ قرار خواهد گرفت .

بلکه هر گونه تحرک شاخص S&P 500 نیز بر XYZ تاثیر گذار است .

همچنین او در معرض خطر افزایش دلار آمریکا قرار دارد که به طور منطقی با افزایش قیمت دلار ، قیمت XYZ حالت نزولی خواهد گرفت .

معامله گر ب برای سرمایه‌گذاری در سهام XYZ گزینه هدج را برای مدیریت ریسک بر روی شاخص S&P 500 قرار داده است .

در آخر معامله‌گر پ در وضعیت خوبی قرار ندارد . سهام XYZ را خریداری کرده و بر روی اس پی ۵۰۰ قرار داده اما او برای مدیریت ریسک ، هدج را انجام نداده است همچنین یورو ارز معاملاتی او می باشد .

پس حتی اگر معاملات او به خوبی پیش برود اما اگر دلار آمریکا کاهش یابد ، او سود چندانی را از این معاملات کسب نخواهد کرد .

در اینجا به تعدادی از ریسک هایی که ممکن است پرتفولیو و معاملات شما با آنها روبرو شود را اشاره می کنیم :

ریسک های بازار : گاه بازار به نحوی که شما انتظار دارید عمل نمی‌کند و این شایع‌ ترین ریسک در معاملات چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟ می‌باشد .

ریسک نقدینگی : گاه شما امکان ورود یا خروج از معاملات را در زمانی که می‌خواهید را ندارید .

ریسک استراتژی : گاه استراتژی که شما برای معاملات خود مد نظر داشته اید نمی‌ تواند به طور دقیق طبق نظر شما پیش برود و شما را به مجموعه‌ ای از تصمیماتی که منجر به زیان بیشتر می‌ شود سوق می دهد .

ریسک تکنولوژیکی : این ریسک هنگامی اتفاق می‌ افتد که دسترسی شما به اینترنت یا رایانه شما به مشکل بخورد حتی گاه ممکن است که وبسایت کارگزاری شما برای بارگذاری نشود و عملکرد لازم را نداشته باشد .

۶ . ریسک از بین رفتن : این ریسک هنگامی اتفاق می‌افتد که اکانت شما در کارگزاری به مشکل بخورد و شما نتوانید به اکانتتان ورود کنید .

کنترل بر افکار و احساسات

یکی از عوامل مهم مدیریت ریسک در فارکس این است که باید بر احساساتتان کنترل داشته باشید و هر استراتژی را به صورت مناسب انجام دهید . برخی از معامله‌گران به طور معمول سعی می‌کنند تا راه هایی برای جلوگیری از زیان و کسب دوباره سرمایه از دست رفته را به صورت سریع و بدون بررسی کامل انجام دهند .

عده ای عقیده دارند که با کسب شکست های بیشتر شانس بیشتری برای موفقیت در معاملات آینده دارند . اما باید گفت که این شیوه تنها یک درک اساساً غلط از احتمالات در معاملات فارکس می باشد. افرادی که از این شیوه استفاده می کنند باید نکات زیر را مدنظر داشته باشند :

حتی اگر برای معاملات سرمایه بی نهایت داشته باشیم در بهترین حالت نیز شما با این رویکرد شکست خواهید خورد

اگر از هر 3 معامله شما 2 معامله را شکست بخورید و تنها 1 معامله را پیروز شوید ، شما موفقیتی در معاملاتتان کسب نکرده اید .

این عوامل دلایلی هستند که تمرکز معامله‌ گران به جای اینکه خود را در معرض ریسک و بهبودی از خطرات ریسک باشد ، به این است که تعداد ریسک را مدیریت کرده و عواقب آن را در نظر بگیرند .
این موضوع که به سود ها و عوامل مثبتی که بازارهای معاملاتی برای شما به ارمغان می آورد فکر کنید بسیار آسان است اما باید به عواملی مانند چالش ‌های بازار و زیان هایی که ممکن است از کنترل شما خارج شود و عواقب بسیار بدی برای را برای سرمایه شخصی شما به ارمغان بیاورد را در نظر داشته باشید .

مسئله دیگری که شما باید مد نظر داشته باشید این است که هرچه میزان بیشتری از سرمایه تان را از دست می‌دهید برای بدست آوردن دوباره آن به مقدار بیشتری سود نیاز دارید . در نمودار زیر هنگامی که شما بیش از %20 از سرمایه خود را از دست داده اید میزان سودی که شما نیازمند بازگشت سرمایه هستید را نمایان کرده است .

پنج شیوه مدیریت ریسک در معاملات فارکس

اگر شما 20% از سرمایه خود را از دست بدهید به 25% سود برای برای به دست آوردن سرمایه اولیه تان نیاز دارید یا اگر شما 50% سرمایه خود را از دست بدهید به 100% سود برای به دست آوردن سرمایه اولیه تان نیاز خواهید داشت . اگر 70% از سرمایه خود را از دست بدهید به 233% سود برای بازگشت سرمایه اولیه تان نیاز خواهید داشت . اگر 90% از سرمایه خود را از دست بدهید به 900% سود برای به دست آوردن سرمایه اولیه نیاز خواهید داشت .

پس این مورد را به یاد داشته باشید و اطمینان حاصل کنید که سودی که شما بدست می آورید باید بیشتر از ضررهای شما باشد . اگر سودی که شما به دست می‌آورید دو برابر ضرر های شما باشد ، شما تنها به موفقیت در 33% از در معاملاتتان نیاز دارید .

با توجه به این نکات که شما باید به حد ضرر توجه کنید . مشخص کردن حد ضرر باعث کاهش ضررهای شما و باعث افزایش سود های شما خواهد شد .

نحوه محاسبه مدیریت ریسک در فارکس

در ادامه مقاله و نکته هایی برای شیوه های مدیریت ریسک در فارکس می پردازیم . برای ساخت یک استراتژی مناسب به موارد زیر دقت کنید :

محدودیت های ریسک

مرحله 1. مدیریت سرمایه شخصی

شما باید سرمایه ای را به معاملات خود اختصاص دهید که اگر آن را از دست دادید ، پس انداز شخصی شما نباشد و در صورت از دست دادن آن مشکل جدی به زندگی شخصی شما وارد نشود .

باید به خاطر داشته باشید که اگر استرس از دست دادن سرمایه را دارید می بایست از معاملات خارج شوید .
به طور کلی می بایست تنها از %10 از پس انداز خود در معاملات استفاده کنید .

مرحله 2. از سرمایه فرضی استفاده کنید

تصور کنید که شما در ظاهر 10.000 دلار پول دارید ، مایل به ریسک هستید و حداقل ۳ ماه زمان را در حساب های آزمایشی فارکس به آزمایش پرداخته اید . حال می بایست 10% از سرمایه که دارید در معاملاتتان استفاده کنید . به عنوان مثال 1000 دلار برای شروع معاملات مناسب است . ممکن است این سرمایه مبلغ زیادی برای معاملات نباشد اما باید به خاطر داشته باشید برای شروع معاملات می‌بایست از درصد کمی از سرمایه تان استفاده کنید .

استفاده چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟ از 10% از سرمایه تان شما تقریباً کار دشوار و استرس زایی نخواهد بود زیرا این مقدار سرمایه ، سرمایه بسیار اندکی برای تان خواهد بود

با استفاده از 10% سرمایه در معاملات تان شما هنوز 90% از سرمایه خود را در دست دارید و ریسک چندان زیادی را نخواهد کرد .

اگر بعد از ماه اول نتایج معاملات شما مثبت است شما می توانید 10% دیگر را در ماه دوم معاملات تان برای افزایش میزان معاملات تان اضافه کنید . اما اگر بعد از ماه اول نتایج نا مناسبی را در معاملات آن کسب کرده‌ اید ، از افزایش سرمایه برای معاملاتتان خودداری کنید .

میزان ریسک که شما می‌توانید در طول سال اول در معاملات تان انجام دهید و بر اساس موارد زیر خواهد بود :

-مقدار سرمایه ای که شما برای معاملات و ریسک مد نظر دارید
-نتایج معاملات شما ( تنها در صورتی می توانید سرمایه به معاملات تان اضافه کنید که نتایج قانع کننده ای را کسب کرده باشید )

نکته ای که باید به یاد داشته باشید این است که تعادل حساب شما در کنار سطح تجربه و یادگیری شما در معاملات تان به سطحی که مد نظر دارید خواهد رسید .

مرحله 3. احتمالات را مد نظر داشته باشید .

بسیاری از معامله‌گرانی که مدیریت ریسک را انجام نمی‌ دهند سرمایه خود را در معرض ریسک قرار می دهند .

برخی از معامله گران سرمایه خود را تقسیم به ۱۰۰ می کنند و در هر معامله به صورت ثابت از %1 از سرمایه خود استفاده می‌کنند و با این استراتژی معاملات خود را انجام می دهند . باید گفت که این شیوه ، بهتر از نداشتن یک برنامه منظم است .

معمولاً معامله ‌گران وقوع یک رشته معاملات نا موفق را که به صورت پی در پی رخ میدهند را در نظر نمی‌گیرند .

در این نمودار ما یک معامله ناموفق را در پی در نمودار زیر برای محاسبه نمایان کرده ایم .

فرمول محاسبه به شرح زیر است :

1 – ( 0, A – B + 1 , C ^ B , False )

A: تعداد معاملات مدنظر

B: تعداد معاملات ناموفق پی در پی

C: احتمال نا موفق بودن یک معامله

اموزش صفرتا صد فارکس

به عنوان یک معامله گر روزانه که در هر روز با هیت ریت ۵۰٪ ، ۱۰ عدد معامله انجام می دهید ، می بایست حداقل 3 یا 4 معامله ناموفق پی‌درپی را مد نظر داشته باشید .

مرحله 4. محاسبه موقعیت ها در نمودار

محدودیت‌های ریسک و اندازه گیریهای موقعیت از طریق فرکانس های معاملاتی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند .

برخی از معامله گران این عادت را دارند که تعداد زیادی معامله را انجام دهد اما پیشنهاد می‌شود تنها معاملات با کیفیت را با یک برنامه و استراتژی مناسب دهید همچنین در صورت قرارگیری در یک موقعیت ضرر ، یک نقشه پشتیبان برای خروج از معامله نا مناسب را داشته باشید . تصور کنید که محدودیت ریسکی که برای یک ماه و 10 معامله مد نظر دارید %3 است برای شروع %0.5 را مد نظر دارید و پس از 3 معامله شما %1.5 تبدیل می شود در این مرحله می بایست میزان ریسک معاملات خود را به 0.25% کاهش دهید با اینحال 7 معامله‌ای که همچنان در برنامه شما باقی مانده فرصت هایی را به شما می دهد که امیدواریم از دست دادن سرمایه اولیه شما جلوگیری کند .

یکی از راه ‌های اندازه‌گیری موقعیت این است که یک نمودار نردبان اندازه گیری موقعیت را ترسیم کنید .

شما می توانید یک نمودار نردبان اندازه گیری موقعیت را به عنوان یک معامله گر ریسک پذیر یا محافظه‌کارانه ترسیم کنید . شما با ترسیم این نمودار می‌توانید میزان خطری که برای موفقیت در معاملات لازم دارید را متوجه شوید و خطر از دست دادن سرمایه اولیه را کاهش دهید .

آموزش کامل فارکس و مدیریت ریسک

به عنوان یک معامله گر ، نکته ای که باید مد نظر داشته باشید این است که باید با یک استراتژی مناسب ، ریسک را در فارکس مدیریت کنید .

۵ نکته اصلی که درباره مدیریت ریسک معاملات فارکس در این مقاله که به آن اشاره کردیم عبارتند از :

با میزان سرمایه ای معاملات را انجام دهید که اگر آن را از دست دادید به مشکل اساسی بر نخورید .

ابتدا با سرمایه فرضی و سپس از سرمایه خود در معاملات استفاده کنید

استراتژی مناسب داشته باشید و احتمال وقوع ضرر را مد نظر داشته باشید

از نردبان اندازه گیری موقعیت استفاده کنید . یک استراتژی جامع برای مدیریت سرمایه در معاملات داشته باشید .

این موارد به همراه یک ذهنیت آرام و عملکرد منطقی ، در شیوه معاملاتی شما باعث می شود تا از مشکلات و ضرر دور بمانید به صورت طولانی مدت در معاملات تان موفق باشید .

ریسک چیست و چطور محاسبه می‌شود؟

ریسک چیست؟ و چه تعریف از آن در ذهن دارید؟ تفسیر ریسک به چه معناست؟ اگر در مرحله آموزش بورس هستید بهتر است این مقاله را مطالعه کنید. بسیاری از مردم درک درستی از این کمله در بازار سرمایه، بازارهای مالی و بطور کل در زندگی ندارند. این حرف را با اطمینان می‌گویم. منظورم چیست!

اگر به شما بگویم دمای هوای امروز 62 درجه فارنهایت است، چه حسی پیدا می‌کنید؟ آیا روز گرمی است؟ آیا روز سردی است؟

آیا هوای 17 درجه سانتیگراد، درک خوبی از شرایط آب و هوا به در شما نمی دهد؟

ما سانتیگراد را بهتر می‌فهمیم تا فارنهایت را. به همین ترتیب مردم بازدهی را بهتر می‌فهمند تا ریسک را. چرا؟ الان می‌گویم.

ریسک چیست؟

بسیاری از مردم ریسک را معادل واژه خطر می‌گیرند. اما این دو واژه با هم تفاوتی بنیادین دارند. برای همین فعالان بازار، Risk را ترجمه نمی‌کنند و همین کلمه را عینا به زبان فارسی وارد کرده‌اند.

خطر چیست؟ خطر احتمال رخداد پدیده‌ای است که یک سوی آن خسران است و سوی دیگرش سلامت. مثلا شیر خطرناک است. یا شما را می‌خورد یا نه.

ریسک

اما این کلمه از یک وجه زیان و یک وجه سود تشکیل می‌شود. سرمایه‌گذاری ریسک دارد. یا ضرر می‌کنید یا به سود خوبی می‌رسید.

این که وارد قفس شیر بشوید، ریسک‌پذیری نیست. خطرپذیری است. اما اگر شیر در قفس خوابیده و یک تکه الماس کنار دستش افتاده است، این که برای برداشتن الماس وارد قفس شیر بشوید، Risk است.

بازی با دم شیر، یا به مرگ منتهی می‌شود یا به هیچ. اما برداشتن الماس از کنار دست شیر یا به مرگ منتهی می‌شود یا به ثروت.

خطر غیرعقلانی است، ریسک مدیریت‌شده کاملا منطقی و عقلانی.

ریسک

تعریف رسمی ریسک

تعریف رسمی ریسک (Risk) سرمایه‌گذاری را این‌طور ارائه می‌دهیم: «احتمال اختلاف بازدهی واقعی یک سرمایه‌گذاری نسبت به بازدهی مورد انتظار سرمایه‌گذار.»

این حرف یعنی چی؟ یعنی اگر با انتظار سود 20 درصد وارد یک بازار شوید، اما سود 18 یا 22 درصد بگیرید، به اندازه همین دامنه نوسان، ریسک کرده‌اید.

مثلا فرض کنید سرمایه‌گذاری مورد نظر شما در سه سال متوالی بازدهی‌های 18، 20 و 22 درصد داشته است. برای محاسبه بازدهی میانگین، کافی است اعداد 0.18، 0.2 و 0.22 را با هم جمع و بر سه تقسیم کنیم تا بازدهی میانگین به‌دست بیاید. جواب این محاسبات برابر است با سود 20 درصد.

بده بستان ریسک و ریوارد

فرض کنید 100 میلیون تومان پول اضافه دارید. چند گزینه سرمایه‌گذاری به شما پیشنهاد می‌شود:

  • بانک با سود 18 درصد. با سود 20 درصد.
  • صندوق سهامی با سود انتظاری 40 درصد.
  • سود ربوی 50 درصد.

چیزی که در اینجا دیده نمی‌شود، ریسک است. بیشتر مردم با دیدن این اعداد می‌گویند که چرا باید پولم را در بورس بگذارم، وقتی می‌توانم آن را بدم به یک کاسب و از چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟ او ماهانه 3.4 درصد سود بی‌زحمت بگیرم. (توجه کنید که 1.034 به توان 12، برابر می‌شود با 1.5، یعنی ماهانه 3.4 درصد سود معادل است با سود 50 درصد سالانه.)

اگر فکر می‌کنید این بازدهی بدون نوسان بسیار جذاب است، احتمالا باید بار دیگر در مورد Risk فکر کنید.

5 مرحله در محاسبه ریسک

محاسبه ریسک کمی دشوار است. اما اگر دقت کنید، مرحله به مرحله به شما می‌گویم که باید چه‌کار کنید.

  • قدم اول: بازدهی هر سال را از بازدهی میانگین کم کنید.

برای مثال ما، به اعداد 0.02-، 0 و 0.02+ می‌رسیم.

  • قدم دوم: حاصل مرحله قبلی را به توان 2 برسانید. (توان دوم یک عدد منفی، عددی است مثبت.)

حاصل برای مثال برابر است با 0.0004، 0 و 0.0004.

  • قدم سوم: چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟ اعداد مرحله قبل را با هم جمع کنید.

جواب مساوی می‌شود با 0.0008.

  • قدم چهارم: جواب مرحله سوم را بر «تعداد سال‌ها منهای یک» تقسیم کنید.

0.0008 تقسیم بر 2 می‌شود 0.0004.

  • قدم پنجم: از جواب مرحله قبل، جزر بگیرید.

جزر مرحله قبل مساوی می‌شود با 0.02 یا 2 درصد.

ریسک چیست؟

تفسیر ریسک

در اینجا تفسیر ریسک بسیار ساده است. داریم می‌گوییم سرمایه‌گذاری مورد نظر شما 20 درصد سود احتمالی دارد، اما ممکن است 2 درصد بیشتر یا کم‌تر بگیرید. این همان صورت مسئله است. یک سال سود 18 و سال دیگر سود 22 درصد محقق شده است.

اما همیشه کار به همین سادگی نیست.

(توجه کنید برای محاسبه بازدهی و Risk به داده‌های بیشتری نیاز داریم. مثلا خوب است که در یک مثال واقعی بازدهی ماهانه سرمایه‌گذاری به مدت ده سال محاسبه شود. ما برای سادگی با 3 عدد کار می‌کنیم. اما می‌دانیم که کار ما از نظر آماری نادرست است و صرفا جنبه آموزشی دارد.)

بار دیگر، تفسیر ریسک

سه دارایی را تصور کنید که چنین بازدهی‌هایی را محقق کرده‌اند.

صندوق اول: 18، 20 و 22 درصد. (درآمد ثابت با میانگین بازدهی 20 درصد)

صندوق دوم: 40، 10- و 50 درصد. (در سهام با چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟ بازدهی میانگین 26 درصد)

صندوق سوم 90-، 2 و 1000 درصد. (جسورانه با میانگین بازدهی 304 درصد)

مراحلی که گفتیم را طی می‌کنیم تا به درصد ریسک برای هر سه صندوق برسیم:

این اعداد را با بازدهی دارایی‌ها مقایسه کنید.

در صندوق اول شما به امید بازدهی 20 درصد به میدان می‌آیید و با سودی بین 18 تا 22 درصد بار خود را می‌بندید. این تغییر کوچک در بازدهی نه شما را به‌شدت ناراحت می‌کند و نه عمیقا خوشحال. این یعنی عدد 0.02 برای ریسک.

در صندوق دوم، به دنبال بازدهی 26 درصد هستید، یعنی اگر سود 26% بگیرید، نه چندان خوشحال می‌شوید و نه اندوهگین. اما به احتمال زیاد بازدهی شما چیزی بین 58 درصد سود و 6 درصد ضرر خواهد بود. ریسک 32درصد چنین حسی دارد.

اما برای صندوق سوم، با 100 میلیون تومان به این صندوق وارد شده‌اید. یکباره 90 درصد از دارایی خود را از دست داده‌اید. از این بدتر نمی‌شود. یا شاید با 100 میلیون آمده‌اید و حالا به یک میلیارد تومان رسیده‌اید. باورکردنی نیست! فکر می‌کنید این صندوق سال دیگر چقدر سود بدهد؟ هیچ‌کس نمی‌داند. شاید پولتان تقریبا از بین برود، شاید با پول پراید بتوانید تویوتا بخرید!

و باز هم تعبیر ریسک

یکبار دیگر به داستان ابتدای این مقاله باز گردیم. 4 انتخاب در مقابل ما قرار دارد.

  • بانک با سود 18 درصد.
  • صندوق درآمد ثابت با سود 20 درصد.
  • صندوق سهامی با سود انتظاری 40 درصد.
  • سود ربوی 50 درصد.

وقتی به امید سود 18 درصد پول خود را در بانک می‌گذارید، قطعا به این سود می‌رسید. (به شرط آن که پول خود را در بانک امنی گذاشته باشید.) توقع ندارید سر سال 16 یا 20 درصد سود بگیرید.

صندوق درآمد ثابت به شما اندکی سود بیشتر می‌دهد. به همین میزان ریسکهای بیشتری نیز متوجه شما است. هرچند هنوز ریسک این سرمایه گذاری پایین است.

توقع خود از سود را دو برابر می‌کنید و به بورس می‌آیید. حالا دارید Risk می‌پذیرید. شاید هم ضرر کنید.

پول خود را به یک نفر اجاره می‌دهید. ریسک این کار از همه دارایی‌های دیگر بیشتر است. شاید او پول شما رو بخورد، شاید فوت کند و نتوانید به سادگی اصل پول خود را زنده کنید. شاید.

سهمی زیان‌ده که امسال سود شناسایی می‌کند، می‌تواند بازدهی بالایی داشته باشد. اما ریسکش هم بیشتر است. شاید شما یکی از ده نماد پرتفوی خود را به این سهم اختصاص بدهید. بازدهی انتظاری شما کم می‌شود، اما ریسک سرمایه‌گذاری نیز پایین می‌آید.

فکر می‌کنم حالا متوجه شده‌اید که ریسک و بازده، دو کفه از یک ترازو هستند. اگر بازدهی بیشتر می‌خواهید، باید Risk بیشتری را بپذیرید.

توازن ریسک و بازده

اگر بخواهید بازدهی پرتفوی خود را بالا ببرید، الزاما ریسک خود را هم بالا می‌برید. اما این‌طور نیست که همیشه ریسک بالا، به سود بالا منجر شود. دارایی‌های پررسیک با بازدهی کم به‌سادگی قابل تصور هستند.

از طرف دیگر با کاهش بازدهی می‌توانید ریسک را کم کنید، اما این‌طور نیست که هر اقدامی برای کاهش آن، به کاهش بازدهی منجر شود. برای مثال با اوراق اختیار فروش می‌توانید Risk را کاهش دهید، اما در بازدهی انتظاری خود تعدیلی نداشته باشید.

نرخ بازگشت سرمایه یا ROI در دیجیتال مارکتینگ ؛ 10 معیاری که باید بدانید

نرخ بازگشت سرمایه در دیجیتال مارکتینگ

10 معیاری که باید برای محاسبه نرخ بازگشت چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟ سرمایه در دیجیتال مارکتینگ بدانید

هر کسی که تا کنون با گوگل آنالیتیکس کار کرده باشد، حتی کاربران مبتدی می‌توانند تایید کنند که به راحتی با حجم بالای اطلاعات می‌توان از قدرتمندترین رقبا نیز پیشی گرفت.

اگر بخواهیم یک مثال خیالی بزنیم باید بگوییم که شما برای محافظت کردن از یک کهکشان ملزم به در دست داشتن اطلاعات کامل در خصوص آن هستید.

شما برای بررسی نرخ بازگشت سرمایه در دیجیتال مارکتینگ می‌بایست به بسیاری از اطلاعات و معیارها آگاه باشید تا بتوانید به راحتی در این خصوص فعالیت کنید.

1- هزینه صرف شده برای جذب هر لید (Lead)

هزینه جذب هر لید

اگر وب سایت شما در حال جمع آوری اطلاعات برای تیم فروش‌تان است، باید بدانید که برای هر مشتری چقدر هزینه میکنید. اگر هزینه هایی که برای جذب مشتری می‌کنید، از هزینه هایی که برای تولید محصول می‌کنید، بیشتر است، مشخص است که در چنین شرایطی سرمایه شما عقب افتادگی خواهد داشت.

2- هزینه به ازای هر فعالیت

cost per acquisition

با استفاده از اطلاعات بالا، اکنون باید بتوانید هزینه خود را برای کسب درآمد حساب کنید. این را به سادگی با تقسیم هزینه های بازاریابی بر تعداد فروش محاسبه نمود.

شما اکنون می‌دانید چقدر برای هر فروش هزینه می‌کنید و این مسئله در درک بهتر شما در خصوص بازدهی دیجیتال مارکتینگ کمک شایانی می‌کند.

3- میانگین درآمد به ازای حجم سفارش (AOV)

اگر تمایل داشته باشید تعداد سفارشات خود را افزایش دهید، با توجه به هزینه های معمول میتوانید پاداش های قابل توجهی کسب کنید.

افزایش کوچکی در حجم سفارش می‌تواند میلیونها تومان درآمد بیشتر برای شما به ارمغان بیاورد و این مسئله را اغلب می‌توانید در بهبود تجربه خرید کاربر و ارائه فرصت های جدید به او جستجو کنید.

4- نرخ تبدیل هر کانال

نرخ تبدیل هر کانال

ما به شدت دوست داریم بدانیم که ترافیک‌مان از کجا می‌آید. این که آیا ترافیک ما ارگانیک است یا از شبکه های اجتماعی جذب شده و یا و… بسیار مهم است چرا که این اطلاعات به ما می‌گویند که برای بازاریابی می‌بایست روی چه زمینه‌ای بیشتر تمرکز کنیم.

اما اگر بخواهیم کمی ریزتر شویم، باید بگوییم که این تمام مسئله نیست، نرخ تبدیلی مهم‌تر و کارآمدتر است که به موفقیت در فروش بیشتر کمک می‌کند و به شما اطمینان می‌دهد که بهترین زمینه برای سرمایه گذاری بیشتر در بازاریابی چیست.

برای مثال فرض کنید که 75 درصد از ترافیک شما ارگانیک و 25 درصد آن از شبکه های اجتماعی است اما نرخ تبدیل کاربرانی که از شبکه های اجتماعی جذب شما شده اند، دو برابر نرخ تبدیل کاربرانی است که از طریق ترافیک عالی آمده‌اند.

مسئله ای که از این اطلاعات فرضی یاد می‌گیریم، خیلی ساده است؛ شما باید سرمایه گذاری بیشتری روی شبکه های اجتماعی کنید و با افزایش دادن ترافیک نرخ تبدیل بسیار بیشتری را تجربه نمایید.

5- نرخ تبدیل دیوایس ها

دقیقا مانند چک کردن نرخ تبدیل کانال، می‌بایست چک کنید و وضعیت نرخ تبدیل‌تان را در دیوایس های مختلف بررسی نمایید.

اگر یک دیوایس یا پلتفرم مانند تلفن همراه نرخ تبدیل رو به کاهشی داشته باشد، وقت آن است که دوباره روی آن سرمایه گذاری کنید. به هر حال نادیده گرفتن دیوایس های مختلف آسیب جدی به کسب و کار شما خواهد زد.

6- عملکرد صفحه فرود

موارد زیادی برای سنجش عملکرد صفحات فرود شما وجود دارد: میزان گشت و گذار، CTR ، نرخ تبدیل و…

به دنبال صفحات فرودی بگردید که کمکی به تغییر وضعیت شما نمی‌کنند. این صفحات باید متوقف و یا حذف شوند و یا بررسی کنید شاید نوع بازاریابی که ترافیک را به آن صفحات هدایت می‌کند، مشکل داشته باشد.

در هر صورت شما می‌بایست بدانید که هر صفحه چطور عمل می‌کند. توجه کنید که بسیاری از صفحات ساخته شده در وب سایت های فارسی صرفا جهت جذب ترافیک و بدون استراتژی تبدیل می باشند که در مباحث دیجیتال مارکتینگ برنامه ریزی بر روی هدایت ترافیک دریافتی این صفهات به ابتدای قیف فروش بسیار تاکید می گردد .

7- کلیک از طریق وبلاگ – ترافیک هدایت شده از وبلاگ

وبلاگ ها یک راه عالی برای جذب ترافیک سایت شما هستند، اما شما با آن ترافیک چه می‌کنید؟

این که وبلاگ ها دارای سرعت ورود و خروج بالا چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟ هستند، به این معنی نیست که شما می‌بایست با توجه به این اعداد، بیخیال قابلیت های شگفت انگیز وبلاگ‌ها شوید. بلکه می‌بایست از آن‌ها استفاده کنید تا افراد از طریق وبلاگ به صفحات اصلی سایت شما بیایند تا بتوانید از این ترافیک قابل توجه، استفاده کنید. این در حالی است که جذب کردن ترافیک از طریق وبلاگ هزینه های بسیار کمتری نسبت به بازاریابی های دیگر دارد .

8- ارزش طول عمر مشتری

طول عمر مشتری

تا زمانی که ندانید مشتری به طور متوسط در طول عمر خود چند بار از محصول شما استفاده خواهد کرد، نخواهید توانست میزان درست هزینه های جذب هم مشتری را درک نمایید .

فرض کنید شما محصولی را به ارزش 500 هزار تومان فروختید در حالی که هزینه های بازاریابی و…‌تان بیشتر از این مبلغ شده است! خب اینطور که به نظر می‌رسد شما یک ضرر درست و حسابی کرده‌اید.

اما اگر محصولی داشتید به ارزش 500 هزار تومان (مانند غذای سگ) که مشتری می‌بایست در 6 ماه تا 5 سال آینده حداقل 10 بار آن محصول را مجددا سفارش دهد ، در مجموع مشتری که شما برای جذب آن 550 هزار تومان خرج کردید، تقریبا 9 برابر به شما سود می‌دهد و این در حالی است که شما تنها یک بار هزینه بازاریابی کرده‌اید.

پس اگر سرمایه اولیه سود بلند مدتی برای شما به ارمغان بیاورد، موردی ندارد که در فروش اول کمی ضرر کنید.

9- عوامل برند / غیر برند

به عنوان مثال جستجوی کلمه “ کفش ورزشی نایک ” در مقابل کلمه “ کفش ورزشی “

نگاهی به ورودی های گوگل با برند شما و بدون برند شما بیاندازید.

جستجوهایی که با برند شما صورت گرفته اند ، تمایلی به افزایش نرخ کلیک و نرخ تبدیل ندارند، زیرا شما با افرادی که قبلا با آن‌ها آشنا هستید برخورد می‌کنید. پس برندها می‌دانند که مشتری های آن‌ها، تصور کاملی حتی قبل از آشنا شدن با محصولات آن‌ها نسبت به کیفیت و کارایی‌شان دارند.

10- مقایسه های زمانی صحیح

در نهایت هنگام مقایسه داده‌ها، سعی کنید ماه را با ماه مقایسه نکنید. چون شرایط هر ماه با توجه به محیط و… بسیار با ماه دیگر متفاوت است. (فرض کنید کرم ضد آفتاب میفروشید)

در نظر گرفتن بازه های زمانی سالانه، دید درست تری به شما برای برنامه ریزی می‌دهد.

نرخ بازگشت سرمایه (ROI) چیست ؟

نرخ بازگشت سرمایه یا به اختصار ROI (Return on Investment) نسبتی است که سود حاصل از سرمایه‌گذاری را در قالب درصدی از هزینه‌ی اولیه محاسبه می‌کند. نرخ بازگشت سرمایه یک شاخص بررسی عملکرد است که برای ارزیابی کارایی یک سرمایه‌گذاری یا مقایسه بازده چند سرمایه‌گذاری استفاده می‌شود. ROI مقدار بازگشت سرمایه را نسبت به هزینه سرمایه‌گذاری اندازه می‌گیرد. برای محاسبه ROI، سود (یا بازگشت) سرمایه بر هزینه سرمایه‌گذاری تقسیم می‌شود و نتیجه به صورت درصد یا نسبت بیان می‌شود.

فرمول نرخ بازگشت سرمایه:

محاسبه نرخ بازگشت سرمایه

در فرمول بالا، سود سرمایه‌گذاری به درآمد حاصل از فروش با استفاده از آن سرمایه برمی‌گردد. چون ROI بصورت درصدی اندازه‌گیری می‌شود، می‌توان به سادگی آن را با دیگر نرخ بازگشت سرمایه‌ها مقایسه کرد.

ویژگی های مثبت ROI

نرخ بازگشت سرمایه به سادگی و انعطاف پذیری مشهور است. اساسا ، نرخ بازگشت سرمایه می تواند به عنوان یک ارزیابی اولیه برای سوددهی سرمایه گذاری شما مورد استفاده قرار گیرد. محاسبه، تفسیر و تعمیم دادن ROI به انواع مختلف سرمایه گذاری بسیار ساده است.

در این صورت، اگر یک سرمایه گذاری، ROI مثبتی ندارد یا یک سرمایه گذار، فرصت های دیگری با نرخ بازگشت سرمایه بالاتر در پیش چشم خود ببیند، می تواند با استفاده از این ارزشی که متریک و معیار ROI در اختیارش گذاشته استفاده کند و سرمایه گذاری مناسبی انجام دهد.

سختی‌های اندازه‌گیری دقیق بازگشت سرمایه

البته، اندازه‌گیری نرخ بازگشت سرمایه هم پیچیدگی‌های خودش را دارد که باعث می‌شود هیچوقت نتوانیم دقیقاً ROI بازاریابی خود را مشخص کنیم. در ادامه به چند مورد از آنها اشاره خواهیم کرد:

  • وقتی یک مشتری از طریق تبلیغ شما جذب می‌شود، ممکن است خدمات شما را به دوست خود معرفی کند (که یعنی بازاریابی دهان به دهان). اما لحاظ کردن سود حاصل از این مشتری در نرخ بازگشت سرمایه، کار را کمی دشوار می‌کند.
  • تاثیر برخی روش‌های تبلیغاتی را نمی‌توان به راحتی اندازه‌گیری کرد. یعنی هدف برخی از تبلیغات شما اصلاً این نیست که مشتری مستقیماً تماس بگیرد و در نتیجه، باید راهی دیگر برای اندازه‌گیری آنها پیدا کنید.
  • اگر بخواهیم سخت‌گیرانه به موضوع نگاه کنیم، لازم است هزینۀ وقت صرف شده توسط کارمندان را نیز در محاسبه خود لحاظ کنیم.
  • و اما مهمترین مساله در اندازه‌گیری بازگشت سرمایه این است که در بسیاری موارد، این فقط یک شیوه بازاریابی نیست که مخاطب را جذب می‌کند. بلکه مجموعه‌ای از شیوه‌های بازاریابی مختلف است.

اندازه‌گیری دقیق‌تر ROI به لطف گوگل آنالیز

اگر نرخ بازگشت سرمایه را به طور دقیق‌تری مشخص کنیم، می‌توانیم اطلاعات بسیار بیشتری را در مورد مشتری و ارزش او برای شرکتمان بدست آوریم. اما برای اینکار لازم است چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟ مسیر مشتری را با دقت بیشتری زیر نظر بگیریم و به علاوه، هزینۀ زمان مصرف شده توسط کارمندان شرکت را هم تا جای ممکن حساب کنیم.

البته شاید بررسی مسیر مشتری در بازاریابی آفلاین کار سختی باشد، چون معمولاً به صورت دستی است. اما در بازاریابی آنلاین، به لطف نرم‌افزارهای تحلیل‌گر آنلاین (از جمله و به خصوص گوگل آنالیز) ما می‌توانیم نرخ بازگشت سرمایه را با دقتی واقعاً بالا بررسی نماییم.

هنگام استفاده از این نرم‌افزارهای تحلیلگر، معمولاً شما می‌توانید یک مدل برای اندازه‌گیری تاثیر هر قدم مشتری انتخاب کنید. این یعنی می‌توانید اعتبار فروش را به اولین یا آخرین مواجهه او با شرکت نسبت دهید یا این اعتبار را در بین قدم‌های مختلف تقسیم کنید.

فراموش نکنید

اینکه همیشه حواستان به بازگشت سرمایه یک تبلیغ باشد و آن را اندازه بگیرید، به شما کمک می‌کند که در طولانی‌مدت بهترین روش‌های تبلیغاتی را بشناسید و از هزینه‌های بازاریابی خود تا جای ممکن بکاهید. در صورت مثبت بودن نرخ بازگشت سرمایه‌، می‌توان آنرا بازگشت خوبی قلمداد کرد. مثبت بودن ROI، یعنی کل هزینه‌ی سرمایه‌گذاری به علاوه‌ی مقداری سود، به سرمایه‌گذار بازگشته است. نرخ بازگشت سرمایه‌ی منفی یعنی درآمد آن‌قدر نبوده که کل هزینه‌ها را پوشش دهد. پس نرخ بازگشت سرمایه هر قدر بالاتر باشد، بهتر است.

این نسبت، ارزش زمانیِ پول را در نظر نمی‌گیرد. البته برای خرید و فروش ساده‌ی سهام این حقیقت آن‌قدرها اهمیت پیدا نمی‌کند، اما برای محاسبه‌ی دارایی ثابتی مثل ساختمان یا خانه که هر سال به ارزش آن افزوده می‌شود، بسیار مهم است. به همین خاطر است که وقتی دریافتی‌های این فرمول را نسبت به ارزش فعلی محاسبه می‌کنیم، معمولا مقدار آن تغییر می‌کند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.